دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۱

«ابراهیم اکبری دیزگاه» در گفتگو با «سینماپرس» مطرح کرد:

«جمهوری اسلامی» با وجود اینکه یک «رهیافت فرهنگی» دارد اما «دولت‌ها» با «نویسندگان» به‌عنوان «عنصر» مواجه شده تا «شخصیت»/ «وزارت ارشاد » در جریان «جنگ ۱۲ روزه» و حتی در ادامه آن «جنگ رمضان» تقریباً نیمه‌تعطیل یا تعطیل بود!

وزارت وزارت ارشاد

سینماپرس: «ابراهیم اکبری دیزگاه» با انتقاد از نگاه حاکم بر سیاست‌گذاری فرهنگی در مواجهه با نویسندگان، اظهار داشت: جمهوری اسلامی، با وجود اینکه اساساً یک رهیافت فرهنگی دارد و خود انقلاب هم ماهیتی فرهنگی داشته، اما دولت‌ها در این ۴۷ سال بیشتر با نویسندگانی که در کشور زندگی می‌کنند به‌عنوان «عنصر» مواجه شده تا «شخصیت». نتیجه این رویکرد هم این بوده که یک دوگانه شکل گرفته است؛ نویسندگانی که با جمهوری اسلامی بوده‌اند و نویسندگانی که بر جمهوری اسلامی بوده‌اند. روی این دوگانه هم بسیار تأکید شده، اما در بزنگاه‌های تاریخی، در شرایط بحرانی و وضعیت‌های استثنایی، این دوگانه عملاً کارایی نداشته است.

«ابراهیم اکبری دیزگاه»، پژوهشگر، نویسنده و مدرس داستان‌نویسی، در گفت‌وگو با خبرنگار سینماپرس، با انتقاد از نگاه حاکم بر سیاست‌گذاری فرهنگی در مواجهه با نویسندگان، اظهار داشت: جمهوری اسلامی، با وجود اینکه اساساً یک رهیافت فرهنگی دارد و خود انقلاب هم ماهیتی فرهنگی داشته، اما دولت‌ها در این ۴۷ سال بیشتر با نویسندگانی که در کشور زندگی می‌کنند به‌عنوان «عنصر» مواجه شده تا «شخصیت». نتیجه این رویکرد هم این بوده که یک دوگانه شکل گرفته است؛ نویسندگانی که با جمهوری اسلامی بوده‌اند و نویسندگانی که بر جمهوری اسلامی بوده‌اند. روی این دوگانه هم بسیار تأکید شده، اما در بزنگاه‌های تاریخی، در شرایط بحرانی و وضعیت‌های استثنایی، این دوگانه عملاً کارایی نداشته است.

وی افزود: آن دسته از نویسندگانی که با جمهوری اسلامی بودند، کم‌کم به کارمند تبدیل شدند. کارمند هم طبیعتاً نمی‌تواند کنشگر باشد؛ رفتارش همیشه تابع ساختار است و منتظر می‌ماند که حکومت به موضوعی واکنش نشان بدهد تا او هم واکنش نشان دهد. در مقابل، آن گروهی که بر جمهوری اسلامی بودند، تقریباً با هر نیرو یا عاملی که با جمهوری اسلامی مقابله می‌کرد، همدل شدند.

او ادامه داد: البته این وضعیت به‌ویژه بعد از ماجرای غزه نمود بیشتری پیدا کرد. پیش از آن، بسیاری از آن‌ها سکوت می‌کردند، اما بعد از آن، هر جریانی که در برابر جمهوری اسلامی قرار می‌گرفت، مورد همدلی آن‌ها قرار می‌گرفت. البته در این میان، افراد معدودی هم بودند که نه در این دسته قرار می‌گرفتند و نه در آن دسته. نگاهشان این بود که ما نه «با» هستیم و نه «بر»؛ ما طرفدار ایران هستیم. هر نیرویی که در داخل کشور از منافع ملی و تمامیت ارضی ایران دفاع کند، از حمایت ما برخوردار است. من خودم را جزو همین گروه می‌دانم.

نویسنده کتاب‌های «یسبحون» و «برکت» با انتقاد از عملکرد منفعلانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دیگر نهادهای فرهنگی در جریان جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و جنگ رمضان، تصریح نمود: این انفعالی که امروز مشاهده می‌کنید، فقط در میان نویسندگان نبوده، بلکه در سطح نهادها هم وجود داشته است. نهادهایی مثل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که توسط حاکمیت شکل گرفته‌اند، در جریان جنگ ۱۲ روزه و حتی در ادامه آن جنگ رمضان، تقریباً نیمه‌تعطیل یا تعطیل بودند. دست‌کم من کنش قابل توجهی از آن‌ها ندیدم. نهادهایی مانند حوزه هنری هم به نظر من دچار انفعال بودند.

اکبری با بیان این مطلب که ریشه این انفعال به همان سیاستی برمی‌گردد که در جمهوری اسلامی شکل گرفته است؛ سیاستی که شخصیت نویسنده را گرفته و او را به یک کارمند تبدیل کرده است؛ متذکر شد: نویسنده در این نگاه، بیشتر مأمور اجرای پروژه است؛ مثلاً به او گفته می‌شود درباره شهدای غواص چند کتاب بنویس یا فلان پروژه را انجام بدهد، نه اینکه به‌عنوان یک شخصیت مستقل و صاحب اندیشه، امکان کنشگری و اثرگذاری داشته باشد.

او ادامه داد: این‌ها پروژه می‌گیرند، کتاب چاپ می‌کنند یا مثلاً در حوزه هنری واحدهایی مثل «شهادت» و «زیارت» تشکیل می‌دهند. نهادهایی هم که در این حوزه شکل گرفته‌اند، مثل شهرستان ادب، به نظر من در نهایت عقیم مانده‌اند؛ چون مواجهه، مواجهه‌ای عنصری بوده است. یعنی تلاش شده عنصری تربیت شود که «آدم خودمان» باشد؛ آن هم در قالب یک کارمند.

وی تاکید کرد: نمونه بارز این مسئله را، چون خودم در این مدت زیاد درباره‌اش فکر کرده‌ام و با افراد مختلف هم صحبت کرده‌ام، می‌توان در نحوه مواجهه جمهوری اسلامی با نویسنده دید. اساساً نویسنده، به عنوان یک شخصیت مستقل، به رسمیت شناخته نمی‌شود.

نویسنده کتاب «بیروط» با اشاره به نگاه تشریفاتی غالب بر جایز ادبی جلال بیان کرد: جایزه جلال را در نظر بگیرید. احساس من این است که انگار جایزه را برگزار می‌کنند تا مجموعه برگزارکننده خودش را بالا بکشد، نه اینکه نویسنده را به عنوان یک شخصیت مستقل ارتقا بدهد؛ شخصیتی که در بزنگاه‌های تاریخی و شرایط بحرانی بتواند از جامعه و کشورش دفاع کند.

او ادامه داد: حتی نحوه جایزه دادن هم به نظر من اشکالات زیادی دارد. فرایندها، فرایندهای عجیبی است؛ بیشتر شبیه یک فرایند تحقیر است تا حمایت. انگار قرار است یک چک به نویسنده بدهند، نه اینکه شأن و جایگاه او را به رسمیت بشناسند و از او حمایت واقعی کنند.

این نویسنده اظهار داشت: من با تعدادی از دوستان نویسنده صحبت کردم و گفتم فارغ از اینکه حاکمیت با ما چگونه برخورد می‌کند یا نمی‌کند، بیایید خودمان دست به کار شویم. مثلاً نامه‌هایی خطاب به نویسندگان معتبر دنیا بنویسیم و توضیح بدهیم که بر ما چه گذشته است؛ اینکه ما تهدید شدیم، رهبر ما را هدف قرار دادند، مدرسه‌های ما را زدند و اتفاقاتی از این دست را برای افکار عمومی جهان روایت کنیم.

وی افزود: اما وقتی با بعضی از نویسندگان صحبت کردم، دیدم اعتمادبه‌نفس لازم را ندارند. به من می‌گفتند «یعنی من بنشینم برای اورهان پاموک نامه بنویسم؟» من گفتم چرا که نه؟ مگر تو نویسنده نیستی؟ تو هم نویسنده‌ای که به زبان فارسی می‌نویسی و از یک سنت ادبی و فرهنگی بزرگ برخاسته‌ای. چرا نباید با نویسنده‌ای در نقطه دیگری از جهان وارد گفت‌وگو شوی و روایت خودت را بیان کنی؟

«ابراهیم اکبری دیزگاه» در پایان این گفت و گو خاطرنشان ساخت: به نظر من، این سیاست اساساً نیازی به نویسنده احساس نمی‌کند؛ همین اتفاق هم ریشه در همان نگاهی دارد که سال‌ها در کشور نسبت به نویسنده شکل گرفته است.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.